حدود دو ساعتی طول می کشید تا به مسجد جمکران برسیم،توی راه گاهی صدای سگ و شغال می اومد که کمی ترس داشت،تاریکی شب،آسمون پر از ستاره(مسیرمون از سمت یزدان شهر به سمت جمکران بود،تقریبا به موازات همین مسیر حرم تا جمکران)وسط راه یه آب انبار قدیمی بود که هم قدیمی و جالب بود ،هم چون انتهای اون تاریک بود و پیدا نبود ترسناک بود
وقتی به مسجد می رسیدیم ، دعا و نماز می خوندیم و انواع نذورات که شامل حال ما میشد،یادم نمیره یه شب خیلی گرسنه م بود،تا به مسجد رسیدیم یه خانواده غذا نذری می داد که برامون اورد.
راه برگشت رو با اتوبوس می اومدیم و حدود ساعت 11 ،12 خونه بودیم.کرایه اتوبوس 10 تومن بود،تازه بلیط باید می خریدی،یادش بخیر
چه صفایی داشت،یادش بخیر
مدافعان حرم...ما را در سایت مدافعان حرم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 205